از حسنک و کبری و پتروس فداکار و ریز علی و کوکب خانم و چوپان دروغگو چه خبر ؟

۱۲:۳۷  -    ۱۳۸۷/۰۹/۰۱                                  بازدید : 1,867


گاو ماما میکرد
گوسفند بع بع میکرد
سگ واق واق میکرد
و همه با هم فریاد میزدند : حسنک کجایی ؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود .
حسنک مدت زیادی است به خانه نمی آید
او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات
جلوی آینه به موهای خود ژل میزند
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست
چون او به موهای خود گلت میزند
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد
کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است
کبری تصمیم گرفته حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند
چون او با پتروس چت میکرد
پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد .
پتروس دید که سد سوراخ شده
اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود
او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند .
پتروس در حال چت کردن غرق شد
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود
اما کوه روی ریل ریزش کرده بود
ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت
ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست لباسش را درآورد.
ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت
قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد.
کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت
خانه مثل همیشه سوت و کور بود .
الان چند سالی است کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد
او حتی مهمان خوانده هم ندارد
او حوصله مهمان ندارد .
او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید
چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت

 

 

اما او از چوپان دروغگو گِله ندارد
چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد .

 








  1. توسط من و تو در جمعه ۲۵ آذر ۱۳۹۰ - ۲۱:۵۵ | پاسخ

    بسیار جالب و بامزه بود….به ما هم سر بزن [می گن و می خندن] [دست]

    [پاسخ]

Input this protected code

کد امنیتی را وارد کنید

[گریه] [چشمک] [چرندیات روزنامه] [پستونک] [نیشخند] [نیش] [می گن و می خندن] [لبخند] [قشنگ] [غمگین] [عصبانی] [عشق] [عادی] [زبان] [دست] [دروغگو] [در گوشت رو بگیر] [خوشحالی] [خندیدن جالب] [خنده] [خداحافظی] [خداحافظی غمگین] [خداحافظ] [خجالت] [جشن] [تلویزیون خوب] [تلویزیون بد] [تعجب] [ترس] [تردید] [بوس] [به این نگاه کن] [بغل] [برره] @};-


  • پیوندها صفحه

  •